![]() |
![]() |
|
| کاش می شد همیشه تنها باشم خودم باشم و اشکام |
|
بذار که حرف دلمو بیارم به زبونم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 22:33 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
می نویسم تا بدانی که :
هر چه داغ ها کهنه تر شود دیر تر از یاد خواهد رفت ! می نویسم تا بدانی : باران ابرها زود گذرند و باران چشم عاشق ماندگار تر ! می نویسم تا بدانی : رد پا فانی و رد عشق سوزنده تر از هر آتش ! می نویسم تا بدانی : اسم ها تکراری ولی یادشان همواره قشنگ ! می نویسم تا بدانی : دوستت دارم و یادت ماندگارتر از هر چه در یادم خواهد ماند ! ! ! ![]() دوست دارم.........
می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند. ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم، گفتند دروغ است. گریستم، گفتند بهانه است. خندیدم، گفتند دیوانه است.......
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 17:20 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
فکر می کنم تمام وجودم از اوست!می دانم که بی او نمی توانم زندگی کنم!
دوست دارم در کنارش باشم! دوست دارم وجودش فقط برای من باشد!
کاش در کنارم بود! کاش لحظه ای را بی او نبودم. چرا که فکر می کن
کاش او هم مرا دوست بدارد! کاش او هم به یاد من باشد ! نمی دانم! واقعا نمی دانم! نمی دانم او نیز دوستم می دارد یا نه؟!
نگاهم حرف هاي ناگفته ي قلبم را بيان مي كند
بغض را از صدایم بگیری وعاشقانه در گوشم زمزمه کنی که
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 17:29 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
اگه عاشقي گناه من است دوباره توی هوای کوچه با خاطرت خیس از نم بارون شدم
.... وهرگز از تو رنجور نخواهم شد چرا كه تو را دوست دارم ديوانه وار عاشقت شدم چرا كه مهرباني را در وجودت ديدم با چشمانت وجودم را دگرگون ساختي واگر نبودي هرگز عاشق نمي شدم نه قلب تو از عشق من دست مي كشد ونه من ازعشقت رو گردان ميشود سوگند كه وجود تو در سرنوشتم، نوشته شده واگر با مژگا نت اشاره اي كني فرسنگها راه خواهم پيمود چرا كه شب عشق بسيار طولا ني است وقلبم در آرزوي تو مي سوزد آنگاه كه از برابرديدگانم دور مي شوي خورشيد وجودت پنهان ميگردد وابرهاي غم واندوه مرا در بر مي گيرند وبه دنياي غريبي مي بر ند هميشه در قلبم حضور داری
چه جوری عشق تو رو باور کنم...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 16:59 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
سلام به دوستای گلم
درگذشت شاعر نانازی قیصر امین پور که چقد با شعراش تو کتابای ابتداییمون حال کردیمو به همه ی بچه های اون زمان می کنم یادش بخیر انار اینم یه شعر از قیصر امین پور گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:13 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 13:4 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 16:10 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
این پست تقدیم به تنها مونس تنهایی هام...
کسی که تازه با هم اشنا شدیم ولی هیچ کدوم مرام نداریم یا من تنهاش می زارم یا اون . دیشب دلم بدجوری هواتو کرده بود همش منتظر بودم تنها بشم تا بتونم ببینمت تا برات دردو دل کنم چون تو تنها کسی هستی که ارومم می کنی اومدم جای همیشگی تو بالکن هر چی موندم نیومدی رفتم تو خاطرات قدیمی یادم میاد یه شب به اسمون نگاه کردمو گفتم این همه ستاره یعنی ستاره ی من کدومشونه تو خندیدی گفتی ستاره ی تو رو زمینه بگرد دنبالش پیداش می کنی گفتم چه جوری گفتی صبر کن خودش میاد سراغت اگه نیومد نا امید نشو منتظرش بمون ................ اما با این که نیومدی می خوام بهت بگم دیگه نمی خوام صبر کنم و انتظار بکشم من ستاره نمی خوام چون ستاره ها مال همه هستن شاید یه شهاب بهتر از ستاره باشه چون کسی برای مالکیتش ادعایی نداره. حالا می خوام به تو همنشین شبای تنهاییم بگم با نیومدنت بهم ثابت شد تصمیم درستی گرفتم و دیگه نیازی به تو نیست میخوام امشب با تو که فقط غم هستی و برام جز اشک سوغات دیگه ای نداری بدرود کنم دیگه نمی خوام همدم تنهاییم تو باشی و اشک ......تو هم قل بده وقتی خوابیدم با همدستیه اشکام ترتیب بیدار باشه منو ندید که سه تایی مجبور شیم تا صبح همنشین باشیم اینم برای اینکه ثابت کنم با تو دیگه حال نمی کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 22:31 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
سلامی به وسعت فراوان باید بگم که:
البته زیاد خوشال نشید چون این حالت روانیه من چرخشیه برگشت ولی خوب دیدم امار خودکشی زیادی رفته بالا گفتم دیگه باید بمونم جلوی این فاجعه رو بگیرم دایی ناصرا منقرض می شه امیر جون شاخ گنده بمونم فقط به خاطره تو هست دیدی موندم واسی این کاره منو لوس بازی نام نهادی برم ولی خوب دیدم دوستای گلی دارم موندم همه که مثل هم نیستن مگه نه هر کاری دلم بخواد تو این پست انجام می دم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 20:48 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
سلام
تو رو خدا این پست و تا اخرش بخون اخرین پست توی این وبلاگه دیگه دارم میرم ،امروز روزه اخری هست که اراجیفه من تو این وبلاگ ثبت میشه. میرم که دیگه کسی از دستم ناراحت نباشه میرم که دیگه حتی مجبور نشید بر خلاه میلتون به من سر بزنید این وبلاگم تا ۱۵ روزه دیگه کلا از بلاگفا حذف می شه،وقتی میرفتم تو بعضی وبلاگا و می دیدم تولده یکسالگی وبلاگشونه دلم می خواست زود تر وبلاگه منم یک ساله بشه وبلاگای حذف شده منم می رم پی زندگی خودم هیچی گیرم نیومد از این دنیای مجازی اینترنت بجز یه مشت غم و غصه تا حالا فکر می کردم زندگی اجباری هست ولی حالا میبینم همه چیز مخصوصا دوستی اجباریه از این که این وبلاگو ساختم هیچ هدفی نداشتم فقط دلم می خواست دوستای بیشتری داشته باشم از همه جای ایران که حرف دلمون با نوشتنه ولی انگار به تیریج قبای خیلی ها برخورده اینو خدمت اقای عقده ای می گم کسی که خود خواهانه و از روی حسودی منو پیشه دوستام خراب کرده که من با همه دوستم ، خوب که چی اخه به هر کی بگی می خنده من با هر کی دلم بخواد هستم به هیچکسی تو این دنیا هم ربطی نداره تو خودتو کوچیک می کنی از من که چیزی کم نشده و نمی شه.شما عزیزایی هم که لطف کردید تا حالا او مدید به من سر زدید از همتون ممنونم که تنهام نزاشتید اینو جدی می گم تا اخره وبلاگاتون حتی پیوندا و تاریخ ساختو همه وهمه رو می خوندم وقتی هم نظر می دادم با شوق می دادم نه اینکه شما یه بار اینکارو انجام دادید وقتی هم حسش نبود که هیچ بیخیال می شدم،خلاصه اینکه........اره ما هم رفتنی شدیم خیلی دلم می خواد بمونم اما انگار خیلی ها با رفتنم موافقن،،،،، من دوستامو دوست دارم برای اینکه به خواستشون برسن پا رو خواسته ی خودم می زارم دعا می کنم همتون به خواسته هاتون برسید چون خدا دعای بنده های بدشو زود مستجاب می کنه منم که بد اماده ی دعا کردن برای شما ولی یه قولی میدم که از شرم راحت نشید حتی اگه وبلاگمم حذف شه من بازم میام پیشه شما خدمتم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 13:28 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
کاش ای تنها امید زندگی می توانستم فراموشت کنم یا شبی چون اتش سوزانه دل در نهیبه سینه خاموشت کنم کاش انشب در گلستان خیال ای زیبا نمی چیدم تو را تا نسوزم در خزان ارزو، کاش هر گز نمی دیدم تورا |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 14:12 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
سلام بچه ها
من اصلا حالم خوب نیست برام دعا کنیددعا کنید بابام خوب شهههههههههههههههههههههههههههه
تو رو خدا براش خیلی دعا کنید همه ی زندگیه من بابامه دارم میمیرم از غصه،دیگه چشام وا نمی شه جونه هر کی دوست دارید براش دعا کنید دعا کنید عملش جواب بده و دستش خوب شههههههههههههههههه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 14:39 توسط ღ.••.اتیش پاره.••.ღ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلامممممممممممممم به تویی که اومدی به وبلاگه من شرمنده نمی شه بگم کی هستم
هه هه هه هه هه هه |
| پیوندهای روزانه |
|
ღ.••.ديونه.••.ღ تيپ توپ2 خمیری جون آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|